پاتوق سخن
ایستگاه مطالب داغ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی و قرآنی
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی‌ست
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکی‌ست

ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکی‌ست

ما اگرچون شاخه‌ها دوریم از هم عیب نیست
ریشۀ کولابی و بلخی و تهرانی یکی‌ست

از درفش کاویان آواز دیگر می‌رسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکی‌ست

چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکی‌ست

فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکی‌ست

مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر! اصل ما را نیک می‌دانی یکی‌ست

«تاجیکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه می‌خوانی، یکی‌ست!

[ سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ ] [ 15:44 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

«زینت قرآن، لحن خوش است.» این سخن معروف از رسول اکرم(ص) گویای این مطلب است که قرآن‌کریم، این کتاب هدایت‌گر انسان، باید با لحن خوش و زیبا خوانده شود؛ چنانکه تلاوت‌کننده قرآن بتواند معانی و معارف قرآنی را در قالب الحان زیبا و دلنشین به مستمع القا کند.

افراد بسیاری از نژادها و مناطق مختلف جهان نیز در مسیر این فرمایش رسول مکرم اسلام(ص) قدم برداشته‌ و تلاش‌ها کرده‌اند؛ به‌خصوص مصریانی که سال‌هاست قرآن با پوست و خونشان آمیخته شده و به تعبیر برخی از استادان، وقتی قرآن از لبان آنها تراوش می‌کند گویی هم‌اینک در حال نازل شدن است. اما از میان قراء مصری، تعداد معدودی سرآمد و شاخص‌تر از بقیه هستند. کسانی که صوت، لحن و تجوید را در بهترین شکل ممکن با هم در آمیخته‌اند تا این الفاظ آسمانی به زیبایی هرچه تمام‌تر به گوش جهانیان برسد. در این فهرست، چند نفری از جمله مصطفی اسماعیل و عبدالباسط و منشاوی جزو سردمداران هستند. بی‌شک استاد شحات محمد انور را هم می‌توان پس از آنها بـــرشمرد. در تاریخ یک ژوئیه 1950میلادى، جهان اسلام میزبان یکی دیگر از حنجره‌های طلایی تلاوت قرآن شد. در این روز بود که استاد شحات محمد انور در روستای دور افتاده «کفر الوزیر» استان قهلیه کشور مصر در خانواده‌ای کم‌جمعیت دیده به جهان گشود. حدود سه ماه پس از تولد وی، پدرش وفات یافت تا این کودک، روزگار را با همه شیرینی‌ها و تلخى‌هایش تجربه کند. او قرار است یکی از مشهور‌ترین تلاوت‌کنندگان کلام خدا شود و از اکنون باید خود را آماده کند. زندگی‌نامه پس از فوت پدر، شحات محمد انور همراه با مادر و دایی خود که یکی از استادان قرآن بود زندگی می‌کرد و در همین دوران، یادگیری و حفظ قرآن کریم را شروع کرد. او توانست در هشت‌سالگی قرآن را حفظ کند. دایی وی، استاد حلمى محمد مصطفى، او را در سن ده سالگی به یکى از روستاهاى مجاور به نام «کفر المقام» برد تا تجوید قرآن را نزد استاد سید احمد فرارحی آموزش ببیند. از همین زمان بود که کشف استعداد فوق‌العاده وی توسط استادان، راه را برایش هموار‌تر کرد. به‌طوری که به دلیل شباهت صدا و ادای لحن وی با استادان معروف آن زمان، وی را استاد کوچک خطاب می‌کردند. استاد شحات محمد انور در 15 سالگی چنان توانمندی‌ای کسب کرده بود که می‌توانست قرآن را با اصول قرائی آن و با لحن خوش تلاوت کند. وی در این دوران، دایی خود را از دست داد و خود کفالت خانواده را برعهده گرفت. از این رو مجبور بود به روستاهای شمال مصر برود و در ازای تلاوت، دستمزد بگیرد. استاد شحات هنگامی‌که 20 سالگی را پشت سر می‌گذاشت توانست در زمان بسیار اندکى از خود یک شخصیت قوى بسازد و در این امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن‌بینى و هوش قوى به ودیعت گذاشته بود، او را کمک مى‌کرد. تحصیلات آکادمیک خود را تا سال دوم در دانشگاه الازهر مصر ادامه داد. هنگامى که یکى از مدرسین دانشگاه صوت گرم و دلنشین او را شنید، به او پیشنهاد داد تا به جاى ادامه تحصیل در دانشگاه، در رشته قرآن فعالیت کند. وی در 27 سالگی وارد صدا و سیماى مصر شد و تلاوت قرآن کریم را در رادیو و تلویزیون آغاز کرد. پس از آن بنا به تقاضاى استاد عبدالباسط به عنوان ریاست انجمن قاریان مصر، به عضویت هیات رئیسه این انجمن منصوب شد. از آنجا که تلاوت قران کریم در سطوح قدرتمند به تلاش شبانه‌روزی و از جان گذشتگی نیاز دارد و به مرور زمان دستگاه صوتی بدن آسیب می‌بیند، استاد در اواخر عمر خویش به سرطان حنجره مبتلا شد که این مساله باعث شد تلاوت‌های استاد تقلیل یابد. همچنین وی چند بار برای معالجه به ایران سفر کرد که متاسفانه نتیجه‌ای نداشت. سرانجام استاد شحات محمد انور به عنوان یکی از قاریان برجسته جهان اسلام و پدیدآورنده سبکی نو در تلاوت همراه با تدبر قرآن کریم، در 13 ژانویه سال 2007 میلادی‌ مطابق با 23 دی‌ماه سال 1386 شمسی در 57 سالگی دیار فانی را وداع گفت. خصوصیات فنی بهترین و شایسته‌ترین سبک‌های تلاوت قرآن کریم را باید در کلام معصومین بزرگوار جست‌وجو کرد. از آنجا که ارادت قاریان مصری به ائمه شیعیان به خصوص امام حسین(ع) بسیار زیاد است، استاد شحات انور با توجه به درسی که از مکتب این بزرگواران گرفته، رعایت تقوای الهی را بهترین سبک و روش تلاوت قرآن کریم می‌داند و اذعان می‌کند که تقواى الهى در قارى قرآن مى‏تواند قلب و دل شنوندگان را تسخیر کند؛ بر همین مبناست که سبک استاد شحات به‌عنوان یکی از سبک‌های برتر قرائت قرآن کریم شناخته شده است. تلاوت‌های استاد شحات را می‌توان به نوعی ادامه و تکامل سبک و تلاوت‌های استاد محمود علی البنا دانست. همچنین رنگ و بوی خاصی از تلاوت‌های استاد عبدالصمد الزناتی در تلاوت‌های وی مشهود است. البته باید گفت شحات انور در تلاوت‌های خود از ویژگی‌ها و ضابطه‌هایی سود می‌برد که به طور معمول در تلاوت‌های دیگر قاریان صاحب‌سبک شاهد این ویژگی‌ها نیستیم و این امر باعث شده تا وی به عنوان یک قاری صاحب مکتب در تلاوت قرآن مطرح شود. شحات محمد انور برخلاف خیلی از قراء متقدم مانند مصطفی اسماعیل هیچ‌گونه اصراری بر پرداختن مفصل به مقام بیات در ابتدای تلاوت نداشت، بلکه در ابتدا چند فراز از شروع تلاوت خود را با بیات آغاز می‌کرد، آن‌گاه به‌طور معمول به مقام رست وارد می‌شد و پس از منظم کردن پرده‌های صوتی خود در مقام رست، به مقام‌های دیگر وارد می‌شد و آن‌گاه به طور مفصل به تلاوت گوشه‌های مختلف مقام‌های قرآنی می‌پرداخت. تلاوت سوره‌های تحریم و زلزال استاد شحات که در دوران جوانی و در مصر اجرا شده را می‌توان به عنوان معرف و شاکله تلاوت‌های این استاد برشمرد. استاد شحات انور همچنین تبحر خاصی در پرداختن به مقام سیکا یا سه‌گاه دارد که به جرأت می‌توان گفت وی جزء معدود قاریانی است که به صورت تخصصی به اجرای این مقام در تلاوت‌های خود پرداخته و تمام گوشه‌ها و زوایای آن را اجرا کرده است. به هر روی، نقش تلاوت‌های استاد شحات انور را در شکل‌گیری سبک جدیدی از تلاوت‌های قاریان برتر جمهوری اسلامی ایران نمی‌توان نادیده گرفت. چرا که بعد از مصطفی اسماعیل، تلاوت‌های استاد شحات انور از تاثیرگذارترین تلاوت‌ها بر قرائت‌های قاریان جوان ایرانی است. حتی با وجود اینکه استاد محمد صدیق منشاوی نیز در ایران مقلدان بسیاری دارد، ولی تاثیر کلی سبک استاد شحات انور را در قراء ایرانی بیشتر می‌بینیم. شاید سفرهای استاد به ایران یکی از دلایل این مدعا باشد. سفرهای استاد صوت زیبای مرحوم شحات انور باعث شد تا شهرت او در سراسر جهان گسترش یابد و هیچ قاره‌ای از دنیا نبود، مگر اینکه مرحوم شحات انور در بین سال‌های 1985 تا 1996 میلادی به آنها مسافرت کند. ایران، عربستان، انگلستان، آمریکا، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، نیجریه، کامرون و کشورهای بسیار دیگر میزبان صوت دلنشین استاد شحات محمد انور در طول حیاتش بوده‌اند. استاد نیت خود از سفر به مناطق مختلف دنیا را جز رضای خداوند و بهروزی مسلمین با استماع آیات کتاب‌الله مجید نمی‌دانست و با این سفرها بود که بسیاری از غافلان را بیدار و با قرآن کریم آشنا کرد. فرزندان استاد استاد شحات محمد انور، دارای سه فرزند پسر و شش فرزند دختر بود که همگی آنها از جمله حافظان کل قرآن کریم به شمار می‌روند اما به ویژه دو تن از پسرانش را می‌توان آینده تلاوت کشور مصر برشمرد. با وجود اینکه هیچ‌کدام نمی‌توانند جای پدر را بگیرند، ولی در این بازار کم‌رونق قاریان امروزی کشور مصر، انور شحات انور و محمود شحات‌انور غنیمت هستند. البته محمود توانسته گوی رقابت را از برادر خود برباید و با صوت قوی و لحن پرانعطاف، حق پدر را تا حدودی ادا کند. نظر استادان و قاریان ممتاز شحات انور، از نظر بسیاری از اساتید ممتاز جهان هم به‌عنوان یکی از بهترین قاریان قرآن شناخته می‌شود. نگاهی به نظر بعضی از این استادان، خالی از لطف نیست. استاد سید محسن موسوی می‌توان گفت حتی چند استاد بزرگ مصری هم به اندازه مرحوم شحات انور در ایران تاثیر شگرفی برجا نگذاشته‌اند و این تاثیر فوق‌العاده، طوری است که همه قاریان ایرانی را تحت پوشش قرار می‌دهد. ضمن اینکه نوع کلام استاد شحات با موسیقی ایرانی نیز همخوانی دارد که در فراگیری آن بی‌تاثیر نبوده است. استاد احمد ابوالقاسمی طی اولین جلسه مجمع قاریان ایران در سال 1361 صدای استاد شحات در سالن پخش شد که همه را منقلب کرده بود و همگی پیگیری می‌کردند که نام این استاد قرائت قرآن را بفهمند یا نوار صدای وی را به دست آورند. در سال 1375 به همراه استاد شحات سفری به کشور لبنان داشتیم. در جلسه‌ای که در خانه شهیدی از شهدای حزب‌الله برگزار شد استاد شحات انور تلاوتی به یاد ماندنی انجام دادند که مشابه آن را بسیار کم شنیده‌ام . حتی بعد از جلسه هم هیچ فردی دوست نداشت سکوت جلسه را به هم بریزد. استاد محمد بسیونی مرحوم استاد شحات از صالحان و قاریان بسیار خوب مصری بود که برای رضای خدا تلاوت می‌کرد و خود صاحب مکتبی در قرائت قرآن بود. ضمن اینکه دارای اخلاق نیکویی بود و همه قاریان مصر وی را دوست داشتند و احترام خاصی برای این استاد قائل بودند. به نظر بنده آن چیزی که باعث محبوبیت و اقبال به تلاوت‌های شحات محمد انور شد بحث تجددگرایی در اسلوب و سیستم تلاوت بود، زیرا نغمات اجرا شده در تلاوت‌های شحات انور همان نغمات و آهنگ‌هایی است که توسط دیگر قراء اجرا می‌شود، ولی سبک و سیاق متفاوت اجرای این مقامات و به اصطلاح به روز بودن تلاوت‌های استاد شحات، باعث گرایش قاریان جوان به سمت تلاوت‌های این استاد شده است. استاد غلام‌رضا شاه‌میوه بسیاری بر این باورند که پس از دوران طلایی قرائت در مصر، یعنی عهد استادانی چون «مصطفی اسماعیل، کامل یوسف‌ بهتیمی، محمود علی‌البنا، عبدالباسط، محمد صدیق منشاوی و ابوالعینین شعیشع» دیگر ما شاهد چهره‌های شاخصی در جهان قرائت نخواهیم بود و ظرفیت‌های فنی و هنری موجود در قرائت به طور کامل اشباع شده است. اما مرحوم شحات انور با نبوغ ذاتی خود و با الهام از سبک‌های پیشین به‌ویژه سبک تلاوت مرحوم «عبدالصمد الزناتی» دست به ابداع و خلق شیوه‌ای نو و به تعبیر عربی آن، مدرسه جدیدی در تلاوت زد. استاد عبدالفتاح طاروتی استاد شحات یکی از بندگان وارسته‌ای بود که تاثیر زیادی را بر مردم مصر و کل جهان اسلام گذاشت و موج تاثیر وی در میان عامه مردم به این دلیل بوده است که آیات را متناسب با معنا تلاوت می‌کرد. استاد بهروز یاری گل قبل از آمدن استاد شحات به ایران، با صدای وی از طریق نوارهایی که در مصر و کشورهای حاشیه خلیج فارس ضبط شده بود آشنا شدم. حتی در ابتدا استاد را نمی‌شناختم و با توجه به نزدیکی سبک وی با موسیقی ایرانی تصور می‌کردم قاری، ایرانی است. یکی از آرزوهای من در آن دوران این بود که صدای استاد را در یک نوار با کیفیت مطلوب گوش کنم و چهره وی را از نزدیک ببینم. در سال 1382 برای اولین بار استاد را از نزدیک دیدم و نزد وی به تلاوت قرآن کریم پرداختم که بسیار مرا تشویق کرد. استاد مهدی دغاغله اکثر کسانی که زندگی شحات انور را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند، معتقدند که وفات پدر شحات انور باعث پیشرفت استاد شده است، زیرا باعث شده بر خود و استعداد‌هایش بیش از پیش تکیه کند و آنها را شکوفا سازد. در صحبت‌هایی که با مرحوم شحات انور داشته‌ام وی به انتشار نوارهای قرائتش در سال 1970 اشاره می‌کند و می‌گوید: «بعد از انجام تست ورود به رادیو در بار اول پذیرفته نشدم و علت آن نیز از سوی هیاتی که بنده در حضور آنها تلاوت کردم ضعف در ترکیب نغمات عنوان شد. به‌ این منظور مدت دو سال در آموزشگاه موسیقی دینی مصر به تحصیل مشغول شدم و برای بار دوم که تست دادم برای ورود به رادیو پذیرفته شدم.» اطلاق قاری رادیو و تلویزیون به یک قاری در مصر، خیلی حائز اهمیت است و در واقع این بالاترین مقامی است که یک قاری قرآن در مصر می‌تواند کسب کند.

برگرفته از پایگاه تحقیقاتی القرآن . www.quranstudies.ir

[ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ ] [ 12:13 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

  

شیخ محمود شحات انور

تنها 23بهار را تجربه كرده اما تربیتها و آموزشهای پدر استادش او را به حدی رسانده كه اكنون می تواند پا جای پدر بگذارد و به عنوان خلف صالح او یاد و خاطره تلاوتهای زیبا و ماندگار پدر را در جای جای این كره خاكی زنده نگه دارد.او چنان زیبا و نیكو- همچون پدر بزرگوارش- تلاوت می كند كه اشك شوق ایرانیها را درمی آورد- این بیان را خود وی و اطرافیانش تصریح می كنند.
شیخ محمود فرزند استاد شحات انور در سن 12سالگی حفظ قرآن كریم را به پایان برد و توانست در همان سال مقام اول مسابقات بین المللی «لیله القدر» مصر را از آن خود كند. توفیقات وی در این راه مرهون زحمات پدرش و نیز برادر بزرگش انور می باشد.حضور وی در ایران در ایام ماه مبارك رمضان بهانه مغتنمی شد تا گپ و گفت وگوی صمیمانه ای با او داشته باشیم و هر چند او در طی مدت اقامت در ایران برنامه های بسیار فشرده ای در تهران و شهرهای مختلف در زمینه تلاوت قرآن داشت اما این مسئله مانع از آن نشد كه پس از یك روز كاری فشرده و در پایان آخرین برنامه قرآنی اش در جوار حضرت شاه عبدالعظیم با نشاط و خندان و روی باز با ما به گفت وگو ننشیند و به سؤالات متعددمان پاسخ ندهد.
ماحصل یك ساعت گفت وگوی ما با شیخ محمود شحات انور، تحفه ای است كه ذیلا تقدیم خوانندگان قرآن دوست می شود.
سوره اسراء را دوست دارم. بدلیل آنكه یك بار در عالم رؤیا یكی از صحابی برجسته رسول الله(ص) را دیدم البته نمی دانم كه بود اما می دانم كه صحابی جلیل القدر بود. او به نزد من آمد و گفت شیخ محمود! تلاوت سوره اسراء تو را شنیدم ماشاءالله خوب بود. من از آن زمان به این سوره علاقمند شدم و آن را زیاد می خوانم.
¤ به عنوان اولین سؤال شاید بهتر باشد در ابتدای این گفت وگو كمی درباره استاد مسلم قرآن، پدر بزرگوارتان استاد شحات انور برای ما صحبت كنید و درباره برخی ویژگیهای اخلاقی و سبك قرائت ایشان توضیح دهید؟
-پدرم جزو قراء نسل پیشتاز مصر است كه بسیاری از قاریان و جوانان از سبك ایشان پیروی می كنند. بنظرم صدای دلنشین ایشان بهترین نغمه ای است كه تاكنون در عمرم شنیده ام این نه بخاطر اینكه پدرم است بلكه واقعا صدای ایشان درشنوندگان و عموم مردم تأثیر می گذارد.
در مورد ویژگیهای ایشان در قرائت باید بگویم بهترین ویژگی ایشان داشتن حس و حال است او قرآن را با احساس عالی تلاوت می كند. تلاوت او آرام و همراه با احساس است بطوری كه بسیاری از كسانی كه تلاوت ایشان را می شنوند گریه می كنند. من هم وقتی تلاوتهای ایشان را گوش می كنم دچار حالت گریه می شوم.
¤ كمی درباره خلق و خوی و رفتار ایشان در خانه برایمان صحبت كنید؟
-زندگی ما با ایشان همه اش خاطره است. ایشان بطور دائم با اهل خانه بگو و بخند و شوخی داشت و با اهل خانه با مهربانی رفتار می کرد. اصولا روش زندگی ما در خانه براساس سادگی و بی آلایشی است و ما با هم راحت بودیم. وضعیت زندگی ما كاملا ساده است و موقع غذاخوردن روی زمین می نشستیم و خبری از مبل و صندلی و غیر ذلك نبود. ایشان ما را عادت داده اند كه هر صبح و شام همگی قرآن بخوانیم.
¤ مایلیم كمی درباره زندگی خودتان برای ما صحبت كنید.
- من از میان سه پسر استاد شحات، سومی و كوچكترینشان هستم. برادر بزرگترم انور، قاری جهانی است. برادر دیگرم محمد قاضی دادگستری است. خواهران دیگرم هم، سنشان از من كوچكتر است.
من از سن 12 سالگی با راهنمایی پدرم حفظ و خواندن قرآن را شروع كردم. یادم می آید در آن سن پدرم در محفل قرآنی شب قدر در حضور رئیس جمهور مصر مرا به حاضران معرفی كرد و من به تلاوت پرداختم و اتفاقاً در رشته حفظ و هم در قرائت مقام نخست را كسب كردم. از سن 18 سالگی در محافل قرآنی شركت كردم و دراین راه برادرم انور كمك كار و یاور و مشوق من بود تا اینكه از سن 19 سالگی رسماً در محافل مختلف در مصر و سایر كشورها حضور یافتم.
¤ تاكنون به چند كشور برای تلاوت سفر كرده اید؟
- من تا یك سال و نیم پیش مشغول تحصیل در دوره لیسانس دانشگاه الازهر بودم و طبعاً بخاطر خدمت وظیفه عمومی نمی توانستم به خارج ا ز كشور مسافرت كنم.
پس از پایان تحصیلات و اخذ معافی دائم، برای نخستین بار به پاكستان سفر كردم و سپس به ایران آمدم و پس از آن به انگلیس و پاكستان سفر كردم.
¤ در خلال این سفرهای قرآنی، استقبال مردم از تلاوت ها و محافل قرآنی شما در كدام كشور بیشتر و پرشورتر بود؟
- واقع امر این است كه در ایران بیشتر از همه جا بود. زیرا مردم ایران قرآن را دوست دارند و به آن عشق می ورزند و محافل قرآنی بخاطر كسب رضای خدا برگزار می شود نه برای انگیزه های دیگر، اما در بیشتر كشورهای دیگر، برگزاری مجالس قرآن بعضابخاطر شهرت طلبی و درآمد و پول درآوردن است.
¤ بار اول كه به ایران سفر كردید. استقبال مردم را چطور دیدید؟
- در سفر اولم ایران را همچون مصر دیدم. می دانید كه در مصر محافل قرآنی بسیار زیادی برگزار می شود. از طرفی من از طریق پدرم و برادرم و سی دی های قرآنی، با اوضاع قرآنی ایران تا حدودی آشنا بودم اما وقتی به ایران آمدم شور و شوق قرآنی را همچون مصر دیدم. البته امسال احساس كردم استقبال و شور مردمی بیشتر از پارسال است و عشق مردم به پدرم را در محافل و مجالس بطور ملموس مشاهده می كردم. از اینرو من همه مردم ایران را دوست دارم چون آنان پدرم را دوست دارند. استاد شحات هم مردم ایران را خیلی دوست دارد و به من و انور همیشه توصیه می كند كه به ایران سفر كنید و خوب تلاوت كنید چون ایران زیباست و دوستدار قرآن است.
تلاوت قرآن در اصل بر هوش و ذكاوت استوار است و تقلید فرع بر آن است. ذكاوت در قرائت یعنی اینكه قاری تشخیص دهد كه كجا صدا را بلند كند یا كدام آیه را با صدای زیر بخواند یا از چه مقامات موسیقایی در كجا استفاده كند.
¤ تلاوت قرآن و انس با آن چه تأثیری بر زندگی فردی و اجتماعی شما داشته است؟
- قرآن بر شخصیت من تأثیرگذار بوده و باعث شده كه از عادات و رفتارهای ناپسند دوری كنم. بعضا تأثیر قرآن سبب گردیده من بر خلاف بسیاری از جوانان دنبال لذائذ نفسانی نروم. انس با قرآن موجب شده كه در وجودم ایمان، تقوا، مردانگی، جوانمردی و شهامت پدید آید و از رفتارهایی چون دروغگویی، نفاق و غیره بدور باشم. بطوركلی قرآن مرا در برابر هر اشتباه و كار خلاف واكسینه كرده و مصون نگه داشته است.
¤ تلاوت قاریان ایرانی را بطور كلی چگونه ارزیابی می كنید؟
- تلاوت آنان خوب است و روش قرائت خوبی هم دارند اما باید 2 نكته را مدنظر قرار دهند نخست اینكه بسیار پایبند تجوید باشند و احكام آن را از قبیل غنه، اخفاء، اظهار و غیره بخوبی رعایت كنند و نكته دیگر كه مهمتر است نفش كشیدن در اثنای تلاوت است. یك قاری بخصوص اگر جوان باشد باید به هنگام تلاوت برآورد كند كه خواندن این مقدار آیه چقدر نفس می خواهد و براساس آن نفس كشیدن خود را تنظیم كند و اینطور نباشد كه در اثنای تلاوت آیه، نفس بكشد چون این كار خطا است و یك قاری باید به اندازه نفس خود آیه را تلاوت كند.
¤ شما در جریان سفر به شهرهای مختلف ایران، استقبال مردم از تلاوتها و محافل قرآنی را چطور دیدید؟
- استقبال مردم بسیار گرم و پرشور و زیبا بود. بطوری كه در اثنای تلاوت، عده ای بودند كه از شدت هیجان و تحت تأثیر قرارگرفتن گریه می كردند من به خاطر دارم حتی در یك محفل با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی مشاهده كردم كه ایشان گریه می كند البته كسی متوجه نشد اما من خودم آن را دیدم.
¤ توصیه شما به قاریان قرآن درایران چیست؟
- اولا یك قاری خوب باید حافظ قرآن باشد. حفظ قرآن به قلب راحتی و آرامش می دهد و از تشویش می رهاند ثانیا یك قاری باید بفهمد چه می خواند. زیرا اگر شما ندانید چه می خوانید نمی توانید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید. یك قاری باید آیات را فهم و حس كند تا آن را به شنونده انتقال دهد. این توصیه پدرم به ما بود.
نكته بعدی اینكه تلاوت قرآن در اصل بر هوش و ذكاوت استوار است و تقلید فرع بر آن است. ذكاوت در قرائت یعنی اینكه قاری تشخیص دهد كه كجا صدا را بلند كند یا كدام آیه را با صدای زیر بخواند یا از چه مقامات موسیقایی در كجا استفاده كند.
یك قاری باید در اثنای تلاوت ارتباط حسی با شنونده برقرار كند. باید به چهره شنوندگان نگاه كند و چهره اش درهم كشیده نباشد. این ارتباط میان او و شنونده بسیار مهم است و این همان ذكاوت و هوش قرائت است.
¤ آیا در مصر فرزندان اساتید مشهور قرآن، در قرائت از پدرشان دنباله روی می كنند؟
- هرچند فرزند دربسیاری مواقع پا جای پای پدر می گذارد و راه او را ادامه می دهد اما در قرائت قرآن شرط اساسی داشتن موهبت ذاتی و استعداد درونی است. پدرم وقتی دید كه ما استعداد قرائت قرآن داریم ما را به این راه تشویق كرد اگر ما از این استعداد بی بهره بودیم هیچوقت این كار را نمی كرد. در مورد مشاهیر قراء باید بگویم فرزندان مشاهیری همچون استاد لیثی، استاد منشاوی و غلوش از آنان دنباله روی می كنند اما باز تأكید می كنم كه نمی توان بخاطر شهرت پدر وارد عرصه تلاوت شد. شهرت پدر پنجاه درصد نقش دارد پنجاه درصد بقیه مربوط به استعداد ذاتی فرد است. درست است كه فرزندان برخی از مشاهیر مصر تلاوت قرآن می كنند اما چون استعداد ندارند مشهور نشده اند.
¤ چرا در شرایط كنونی مصر از ستارگان نسل گذشته در تلاوت همچون عبدالباسط، منشاوی، مصطفی اسماعیل و غیره خبری نیست؟
- در مصر جوانان با استعداد و قاریان خوش صدای زیادی وجود دارد و محافل قرآنی بسیاری برگزار می شود اما نكته مهم داشتن مقبولیت مردمی است. قراء زیادی در مصر وجود دارند اما مشهور نشده اند و ازطرف عامه مقبول واقع نگردیده اند. چرا؟ برای اینكه عده ای از آنان هستند كه در قرائت خلوص ندارند و هدف و انگیزه شان یا نام است یا نان و من و برادرم انور به همه آنان توصیه می كنیم با این صوت خوبی كه دارید حیف است بخاطر مسائل بی ارزش دنیایی تلاوت كنید بلكه باید برای خدا تلاوت كنید تا مردم دوستتان داشته باشند.
¤ آیا قبول دارید كه عصر طلایی قرائت قرآن در مصر به سر رسیده؟
- این یك واقعیت است كه هیچ عصری تمام نمی شود مگر آنكه پس از آن عصر جدیدی شروع می شود. من پیش بینی ام این است كه قاریان برجسته ای در مصر ظهور خواهند كرد. الان بسیاری از نونهالان مصری با صوت زیبا تلاوت می كنند اینها پس از 20 سال قاریان برجسته ای خواهندشد.
¤ كمی در مورد محافل قرآنی مصر برای خوانندگان ما صحبت كنید؟
- ما در مصر برای هر چیزی محفل قرآنی برگزار می كنیم در منطقه صعید در جنوب مصر در شادیها، در عزاداریها، درجشنها، ولیمه های حجاج و یا تولد نوزادان مراسم و محافل قرآنی بر پا می شود. در باقی استانها هم در هر مناسبتی مثلا ولادت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) یا مناسبتهای دینی دیگر محافل قرآنی عظیم برپا می شود و قراء مشهور در آنها به تلاوت می پردازند.
اما بیشتر در مناسبتهای سوگ و عزا محافل قابل توجه قرآنی برپا می شود و در یك محفل چه بسا 15-10 قاری به تلاوت بپردازند.
¤ روند انتخاب و پذیرش رسمی یك قاری مصری در كشور شما چگونه است؟
-در مصر سندیكای قراء وظیفه امور قاریان را برعهده دارد. قاری قرآن توسط یك هیئت بیست نفره از قاریان برجسته مورد آزمایش و امتحان قرارمی گیرد و پس از دریافت گواهینامه رسمی، امكان می یابد به عنوان یك قاری در مصر و خارج آن به تلاوت بپردازد. اعضای این هیئت را استادانی چون ابوالعینین شعیشع، شیخ طبلاوی، احمد نعینع، انورشحات، فتحی ملیجی، فرج الله شاذلی و نیز بنده تشكیل می دهند.
¤ حركت ایران به سمت قرآن پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می كنید؟
-انقلاب اسلامی در ایران حركتی بسیار عظیم بود و پیشرفتهای حاصل شده پس از انقلاب حاكی از عظمت این حركت است. بنظر من ایران بهترین كشور در جهان اسلام است كه قرآن را دوست دارد و از آن محافظت می كند. حتی از مصر هم بالاتر است. در مصر این عشق و علاقه وجود دارد اما متأسفانه با رویكردی مادی همراه است. در مصر اگر استاد شحات انور را برای مجلسی دعوت كنند، بعید نیست كه برای تفاخر و پز دادن باشد. در نزد ما رویكرد عام به قراء و قرائت قرآن رویكردی مادی و پولی است اما در ایران رویكرد مردم، رویكرد عشق و علاقه به قرآن است. حضور آنان در مجالس قرآنی برای بهره بردن و استفاده معنوی از قرآن است.
¤ مردم مصر چه دیدگاهی در مورد ایران و انقلاب اسلامی دارند؟
-مردم مصر ایرانیها را دوست دارند. دلیل آن هم این است كه مردم ایران را مردمی پاك و بی آلایش می دانند. ما دوست داریم تلویزیون ایران را ببینیم. و از ایران بشنویم مردم ما احمدی نژاد را دوست دارند چون او در راه صحیح قدم برمی دارد. مصریها انسانهای شجاع و مرد را دوست دارند. مصریها دریافته اند كه احمدی نژاد تنها رئیس جمهوری است كه در دنیا با شجاعت و عقل و درایت و حكمت عمل می كند و گام برمی دارد.
¤كدام سوره قرآن را بیشتر زمزمه می كنید و چرا؟
-سوره اسراء را دوست دارم. بدلیل آنكه یك بار در عالم رؤیا یكی از صحابی برجسته رسول الله(ص) را دیدم البته نمی دانم كه بود اما می دانم كه صحابی جلیل القدر بود. او به نزد من آمد و گفت شیخ محمود! تلاوت سوره اسراء تو را شنیدم ماشاءالله خوب بود. من از آن زمان به این سوره علاقمند شدم و آن را زیاد می خوانم.
¤ در پایان اگر سخنی با خوانندگان ما دارید بفرمائید:
-توصیه من به قاریان قرآن و خوانندگان عزیز این است كه تقوای خدا را داشته باشند و در مسئله تلاوت، مادیات و پول را مدنظر قرارندهند. قرآن را حفظ كنند و در رعایت تجوید قرآن كمال دقت را داشته باشند.

برگرفته از سایت جهانی سبطین. http://www.sibtayn.com

[ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ ] [ 12:8 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

صبح بخیر,اس ام اس صبح بخیر,متن صبح بخیر,سلام صبح بخیر

نمکستان » برای این پست زیباترین و جدیدترین جملات زیبا و ناب صبح بخیر را برای همراهان گرامی آماده کرده ایم ، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

متن حسی صبح بخیر

یک نفر هست که خود نیست !

ولی خاطره اش ، صبحِ هر روز مرا سخت بغل می گیرد …

صبح بخیر , عکس پروفایل صبح بخیر ,تصویر زیبای صبح بخیر , hs hl hs wfp fodv

اس ام اس رمانتیک صبح بخیر

سلام صبح شده، شیشه مه گرفته ی زندگیت را پاک نمی کنی؟

منظره قشنگی در انتظارته… امروز، اولین روز بقیه ی زندگی توست.

صبح بخیر تمام زندگی من !

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر,اس ام اس صبح بخیر,متن صبح بخیر,سلام صبح بخیر

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

هر طلوعی تولدی دوباره است

و هر تولدی شروعی دوباره!

صبحتون بخیر

لبتون خندون

دلتون بی غم

زندگیتون پر از عشق و امید

متن صبح بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر,اس ام اس صبح بخیر,متن صبح بخیر,سلام صبح بخیر

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم

و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم

تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی

و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی

و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم .

چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر.

و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .

صبح بخیر عزیزم

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

لبخند خدا یعنی همین باز شدن پلک های هر روزت…

دوباره امروز متولد شدی “آدم”

پس خجسته باد هر روزت…

( صبحتون بخیر دوستان)

عکس صبح بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلاااااااام دوستان

سلاااااااام زندگی

عجب صبحی است امروز

زیباترین صبح خدا در حال آغاز است

سلااااااام ای شاهکار خلقت

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

ﭼـﺸـﻤـﻬـﺎ ﺭﺍ بستم …

و باز،باز کردم

این صبح ﺟـﻮﺭ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺩﯾـﺪﻡ …

ﺑـﺎﺯ ﻫـﻢ ﻓـﺮﻗـﯽ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ …

ﺗـــــﻮ ﻫـﻤـﺎﻥ عزیز،عزیزی

سلام عزیزم.صبحت بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

“صبح” یعنی بوی گل مریم

که سراسر شب را پر کرده بود

و حالا با نوازش حس بویایی ات

بیدارت می کند…

“صبح”

یعنی آغاز؛

آغاز یک عبور

ودریچه یک”سلام” …

گوش کن! …

در نبض کودکانه ی صبح،

این راز برکت است که می نوازد…

به حرکت سلام کن …

صبح بخیر زیبا

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام صبح بخیر دوستان

انوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پروردگار را میدهند

که دراین روز زیبا به روی همگی مالبخند میزند

بیاید به یکدیگر لبخند بزنیم وصبحی پرازعشق ومهربانی را آغاز کنیم

که عشق منشا درمان همه دردهای بشریست .

صبح همگی بخیر روز خوب و سرشار از شادی برای همگی مان آرزو دارم .

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

هر صبح!

پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،

سطر اول همیشه این است:

“خدا همیشه با ماست”

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

پروردگارم …

شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد

و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛

در این میان این “من” هستم که بالا میروم؛

پایین می آیم ؛

خوشحال و غمگین می شوم؛

تهی و سرشار می شوم و باز….

همان میشوم که بودم،

پروردگارم بندگی ام را بپذیر.

با یه بغل هوای تازه

سلام،صبح زیباتون بخیر

شعر صبح بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

اس ام اس,اس ام اس خنده دار

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

یک استکان بوسه داغ…

یه بشقاب بزرگ عشق بی پیرایه…

یه پیاله گل سرخ…

یه کف دست نان صداقت…

از شکر خودت هم کمی بریز تا شیرین شود…

این صبحانه”عشق”است باتو خوردن صفا دارد…”صبح نازت بخیر عشقم”

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

این صبح شورانگیزِ مست

صبح طرب خیزی که هست؛

آئینه ی مهر خداست

یک جلوه ازآئینه هاست

برخیز و درآئینه ها لبخند را آغاز کن

خورشید “روز”آورده است

در را به رویش بازکن

آه ای خدای صبح نو

پروردگارِ روشنی!

شکرت که در قلب تؤام

شکرت که در قلب منی…

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺎشه

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

امیدوارم صبحی رو که میخوای شروع کنی با یه دنیا امید

+ یه بغل آرزوی قشنگ + کلی انرژی مثبت آغاز کنی عزیزم …

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام من . . . . به پیچکی که صبح دست سبز او . . . به سوی آسمان بی کران دراز می شود

سلام من . . .به آن پرنده سپید و شادمان . .. . که در سپیده با نسیم . . . ترانه ساز می شود

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

اس ام اس عاشقانه,اس ام اس زیبا,جملات عاشقانه

هوای صبح را

از همه سو نفس می کشم.

دستی بر شاخساران بلند نیایش ‌

و دستی به هیاهوی روزی

و دغدغه نان،

لابه لای دقایق رها ساخته ام.

پروردگارا!

با اولین قدم هایم بر جاده های صبح،

نامت را عاشقانه زمزمه می کنم.

کوله بار تمنایم خالی است

و موج سخاوت تو، همچنان جاری.

نمی ایستم از حرکت

تا باران مهربانی ات نایستد.

سپاس و ستایش از آن توست که

با چنگ خورشید در پرده شب زده ای،

و صبح را …

چون جلوه جبروت خویش ،

بر عالم گسترده ای…. امیدوارم آنچه بر دلت جاریست و بر فکرت باقی ،برایت روایت شود..

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

بارالها؛

آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم،

تا فروزان کند جانم با فروغ زندگى ؛

تا باقى روز در برد و باخت آنندسپاسگزار تاریکى هایى باشم ،

که نوید روشنى ست ؛

پروردگارا…

سپاس از صبح امروز، که باز هم و باز هم ،

سلامت عزیزانم، قشنگترین هدیه ى زندگى به من است ؛

و دل انگیزترین نغمه است، شنیدن صدای نفسهایشان ،

بر حریر زندگى و این همه را سپاس و باقى هیچ ،

و دیگر تلاش من و مصلحت تو ؛

سلااااام،

صبح زیباى زمستونیتون بخیر و شادى

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

امیدوارم روزت رو با یه دنیا امید، یه بغل آرزو

و یه عالمه انرژی مثبت شروع کنی…

صبح نازت بخیر نانازم

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران

روزت به خیر باد

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام من به آن پرنده سپیده و شادمان که در سپیده با نسیم ترانه ساز می شود

صبح زیبات بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب!

ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم !

صبحت بخیر گلم

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر گفتن,اس ام اس صبح بخیر,متن صبح بخیر

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام من

به غنچه ای که صبحدم ، به خنده باز می شود . . .

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام

صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم

و تو خودت را در آینه من آبی

بیا برویم باورمان را قدم بزنیم

تا شانه های خیابان خیال کنند

جنگل و دریا بهم رسیده اند . . .

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند

وسلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند

و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی . . .

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

اس ام اس و متن برای صبح بخیر گفتن

سلام من

به هر چه وبه هر کــــسی که با سحر

تمام جسم و جان او پر از نماز می شود . . .

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر گفتن , اس ام اس صبح بخیر , متن صبح بخیر

کاش دنیا بفهمد که زمین ثابت است…

هر روز..

خورشید به عشق زیباترین دختر دنیا

زمین را دور می زند…

سلام زیباترین دختر دنیا …

صبحت بخیر

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر گفتن , اس ام اس صبح بخیر , متن صبح بخیر

اطرافم پر دوست ..!

دوستانم ،گهری بی همتا..!

روزها اول صبح ؛

به درودی دل خود گرم کنیم..

و چه زیباست، کنار یاران ،

خنده بر صبح زدن ..!

زندگی را به صعود و به خوشی چسب زدن..!

تا که باشید شما …

زندگی بستر امنیت و اظهار خوشیست..

پس کنارم باشید،

چون که یک دست ندارد آوا..

مهرتان افزون باد ..

تا ابد پاینده..

سرخوش و سر زنده..!!

اس ام اس

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

صبح بخیر گفتن , اس ام اس صبح بخیر , متن صبح بخیر

امروز صبحانه من تو بودی

نان گرم و شیر و عسل

روزنامه‌ها و خبر

صبحانه امروزم برشی از تو بود.

سیرم از این جهان

اشتهای تو دارم…

شمس لنگرودی

[ یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ ] [ 12:1 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]
 

مرا بلخی، سمنگانی صدا کن

فراهی یا که پروانی صدا کن

برو شاهد بگیر از گاهنامه

سپس بودای بامیانی صدا کن

شکوه ناصرِ خسرو به قلبم

بدخشانی، بدخشانی صدا کن

مرا که آسمانم گرمِ عشق است

جلال‌آباد و لغمانی صدا کن

نمی‌خواهم کَکَو های فرنگی

برایم توتِ خنجانی صدا کن

به ظالم تن ندادم هیچ‌گاهی

مرا سرشارِ کِچکانی صدا کن

هرات و قندهار و غزنه ام من

مرا با شان سلطانی صدا کن

مبر از یاد تاجِ شوکتِ من

مرا سلطانِ غوریانی صدا کن

کهن‌دژ، دایکندی و کنر را

یکی ساز و شکوفانی صدا کن

به نورستان گذر فرما و بنگر

از آنم نورِ سبحانی صدا کن

برای پکتیا و خوست اما

مکانِ خوبِ مهمانی صدا کن

تنِ من از شمال و جانِ من غرب

مرا هلمندِ جُوزجانی صدا کن

سرِپل، لوگر و نیمروز و تخار

یکی کن، دلبرِ جانی صدا کن

شَکر از حرف من ریزد همیشه

به من خوشخوانِ میدانی صدا کن

برای هر جوان و پیرِ این‌جا

دلیرِ زابلستانی صدا کن

به کاپیسا و پکتیکا و بادغیس

رفیقانِ ارزگانی صدا کن

سلامِ فاریابِ عاشقان را

ز حلق کابلستانی صدا کن

منم شهرِ طلوعِ عشق و هستی

شکوهم را خراسانی صدا کن

ولی با این‌همه تنها و سردم

#مرا_تنهای_افغانی_صدا_کن...

🌸🌸 شاعر #مطهرشاه_اخگر

 

[ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 20:35 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

عبدالکبیرحیدری فرزند الحاج غلام حیدر در سال ۱۳٦٣ ه.ش در منطقه وزیرآباد شهر کابل در یک فامیل متدین، به پهنه‌ی هستی پا نهاد. ایشان نسبت به شوق و علاقه وافر که به قرائت کلام‌الله مجید، مخصوصاً به صوت ملکوتی استاد مرحوم عبدالباسط داشت، در همان سنین نوجوانی به زیبایی تمام با سبک ایشان تلاوت می‌نمود. بعد از گذراندن سنین طفولیت علوم متداول قرآن را نزد اساتید همان وقت فراگرفت. 
در سال ۱۳۷۵ در مسابقه قرآنی که در اسلام ‌آباد پاکستان برگزار گردیده بود، شرکت ورزیده و مقام اول آن دوره از مسابقات را کسب نمودند؛ بعد از مدتی بورسیه تحصیلی دانشگاه الازهر مصر توسط سفیر آن کشور برای استاد اهداء گردید. بناءً استاد حیدری در سال ۱۳۸۰ عازم کشور مصر گردید. بعد از اتمام دروس مکتب، به حفظ قرآن پرداخته که در مدت دو سال کُل قرآن کریم را حفظ نموده وارد دانشگاه الازهر گردید. بالاخره از بخش علوم قرآنی به‌ویژه اختلاف قرائات هفتگانه و ده‌گانه شهادت‌نامه عالیه را اخذ نمودند. موصوف در مدت تحصیل در کشور مصر مورد تأیید اکثریت اساتید معروف مصرقرار گرفت استادعبدالکبیرحیدری بعد از اکمال تحصیل به کشورهای مختلف چون: ترکیه، پاکستان، ایران، عراق، آلمان، هالند، فنلاند، فرانسه، آفریقای جنوبی، لبنان، امریکا، عربستان سعودی، امارات؛ سفر نموده که الحمدالله تا الآن سه نفر با شنيدن تلاوت استاد حیدری به دین مبین اسلام مشرف شده‌اند. و پنج بار در سطح جهان مقام اول را از آن خود كرده است.
استاد حیدری یکی از افتخار آفرینان قرآنی کشور ما، در دوره معاصر می باشد که بارها نام افغانستان را در سطح بین الملل با افتخار بلند نموده است. و مردم افغانستان  را به دستاوردهایی معنوی شان روحيه مضاعف بخشيده اند.
یکی از افتخارات ایشان ثبت سی جزء کلام‌الله مجید در مصر به روش ترتیل با تائید رئیس عموم قاریان جهان اسلام پروفیسور شیخ عیسی المعصراوی و دانشگاه الازهر می باشد. همچنان در این اواخر به ترجمه قرآن به زبان‌های دری، پشتو و انگلیسی مبادرت ورزیده که ترجمه قرآن به زبان دری  توسط استاد عبدالرحیم دانش و انگلیسی آن توسط داكتر عبدالرحمن از كشور كانادا  تکمیل گرديده كه در تاريخ كشور بينظير بوده و در ماه مبارك رمضان وسائر ايام از صداي ملكوتي ايشان، مسلمانان سراسر جهان  از طريق رسانه های همگانی بهرمند شده اند.

qarik

ترجمه پشتو هم، عنقریب در خدمت جامعه اسلامی افغانستان قرار خواهد گرفت. 
بيش از دوهزار دانش آموز أعم از خواهران وبرادران در مركز ايشان مشغول آموختن علوم قرائت قرانكريم هستند. شیخ عبدالکبیر حیدری برنامه های زیادی را در کارنامه های آینده قرآنی اش دارد که اگر توفیق حق رفیق شد جامعه قرآن دوست ما شاهد خواهم بود. اما آنچه که فعلا در نظر است قرار است به کمک خیرین و تجار ملی یک مرکز بزرگ قرآنی مجهز با امکانات روز و با اساتید مجرب و ورزیده را تاسیس نماید تا علوم عالیه و انسان ساز قرآنکریم مطابق معیارهای پذیرفته شده دانشگاه های معتبر دنیا، تدریس صورت گیرد. استاد حیدری به زبانهای فارسی، پشتو، عربی و تا حدودی انگلیسی تکلم می نمایند.

نوشته شده توسط سید محمدکبیرحیدری مسؤول بخش فرهنگي مجمع قرآنی اهل البیت النبوه«ع»

[ جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 15:4 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]
شعر از سید محمد کبیر حیدری

فخر ماست زبان پارسی، آن در دریای دری

است زبان علم و دانش، هم پسر بر زبان پهلوی

جمله عز اند و شرف هم زبان بوسعید و بیرونی

ای زبان عشق و الفت ای زبان دانش و فرزانگی

طوطیان هند شکر شکن شدند زبنگاله تا به نیشابور

سمرقند و بخارا مسکن توست ای زبان زابل و ناهور

دهن ها چون عسل، اگر واژه ز دریای دری باشد

چی خرسندی از این به، که پارسی زبان مادری باشد

گرت میل سخن شد بیا قاموس اکبر یا معین آموز

گلستان سعدی و جامی، یا ز حافظ علم دین آموز

عجب نبود که غزنه بود مسکن شیران روشندل

کنون بشنو سخن های بدیع از بهار و عاصی و بیدل

زبان دره و دربار، زبان شاه و گداست پارسی

شارح عشق و امین دیر، مرشد دلهاست پارسی

یکی پیر کهن از طوس باستان کرد این ضمانت

که از باد و باران نیابد گزند شنیدی این حکایت؟

روزگار بود زبان ملت و دولت هم زبان واعظ و منبر

ز خیام یاد کنم یا مولوی و سعدی، یا زان پسر

بدخشان است ترا مادر که زاد و مثل تو شد اینک

ز تاجیک تا به طوس و ز کاشغر تا به دهلی و پونک

قدم بردار همچون تند باد از دشت و دمن خیز

بیاموز این زبان عشقری و حکایات کهن آموز

کبیریم گر بیایم باز زبان حافظ و سعدی و بلخی

صغریم گر ندانیم قدر این در دریای دری

#از_شعرای_گرانمهر_بابت_شکستگی_های_وزنی_معذرت...

[ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 23:27 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

آقاى محمد كاظم كاظمى شعر معروف خود را در اوايل سال ١٣٧٠سرود و در مطبوعات ايران و در جمع مهاجرين گُل كرد. با اينكه گفته بود:غروب در نفس گرم جاده خواهم رفتپياده آمده بودم، پياده خواهم رفتاما او به كشور نيامد و پس از گذشت نزديك به پنج سال، بنده شعر ذيل را به استقبال ايشان سروده بودم:

شنيده ام كه به سويم پياده مى آيى

تمام آنچه ندارى نهاده مى آيى

بياكه برق شبت آتش جنون من است

بيا كه فرش رهت برگ هاى خون من است

بيا كه چادر پر خون خواهرت اينجاست

بيا كه مرقد پاك برادرت اينجاست

بيا و ساعتى در شهر شب درنگ مكن

و شيشه ى دل خود را قرين سنگ مكن

بيا كه با تو حديث كلاغ را گويم

و جان سپردن گل هاى باغ را گويم

بيا و شعر پُر از التهاب خويش بخوان

ميان جمع يتيمان كتاب خويش بخوان

غروب از نفس گرم جاده مى آيى

پياده رفتى و اينك پياده مى آيى

اگرچه رود من از آب ناله ها پُر شد

و نان ما ز قضا تكه هاى آجُر شد

اگرچه كودك ما روز عيد، عيد نكرد

و جامه ى سيه ى خويش را سپيد نكرد

صداى بوم ازين آشيانه مى آيد

به دوش هموطنت تازيانه مى آيد

به شهر هركه بيبنى فتاده خواهى ديد

و مثل خود همگى را پياده خواهى ديد

درفش عزت ياران خميده خواهى يافت

و سينه سينه ى شهرت دريده خواهى يافت

غروب ها نفس تنگ جاده را ديدم

ولى نيامدن آن پياده را ديدم

زمان كذشت و ازان آشنا خبر نرسيد

و آنكه در همه جا بود، رهگذر نرسيد

گهى غروب و گهى نيمروز را ديدم

و رنج هاى خزان و تموز را ديدم

نيامدى و من از انتظار مى ميرم

چو لاله هاى وطن داغدار مى ميرم

نيامدى و شفق، رنگ خون ما بگرفت

ز سنگ و چوب وطن بهر ما عزا بگرفت

نشان دشنه ى آوارگى به سر دارم

ز داستان سياه شبت خبر دارم

غريبه باشى و من نيز دربدر بودم

تو شعر گفتى و من نيز نوحه گر بودم

من از كرانه ى غربت پريده آمده ام

و ابر هاى سيه را دريده آمده ام

اگرچه خسته و پژمان و ريش بنشستم

ولى به كنگره ى بام خويش بنشستم

درين ديار به بالم اگرچه سنگ زنند

نه سنگ آه چه گويم ! كه با تفنگ زنند

به كوه و باغ و بيابان پريده ام اينجا

وليك تير ملامت نديده ام اينجا

اگرچه نعش برادر به دوش مى گيرم

و ناله هاى غريبانه گوش مى گيرم

اگرچه كلبه ى من نقش گور را دارد

و گريه ام نفس بومِ كور را دارد

وليك سنگر پُر افتخار من اينجاست

هرات و كابل و بلخ و مزار من اينجاست

به انتظار، سخن با غروب مى گويم

به يمن مقدم تو شعرِ خوب مى گويم

بيا كه تا به سحر قصه را دراز كنيم

سحر، به مسجد بى سقف خود نماز كنيم

بيا و بال بيفشان كه شهپرت اينجاست

و آشيانه ى باز و كبوترت اينجاست

بيا كه بر من و تو آسمان دو رنگ شده

و ميزبان تو از مهمان به تنگ شده

چه گويم آنكه اگر سفره بسته خواهد شد

حريم حرمت مهمان شکسته خواهد شد

كابل، ١٠ حوت ١٣٧٤ جاويد.

[ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 15:55 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]
خودشیفتگی و خودمحوری یعنی چنان محو خودت باشی که توانایی همدلی با دیگران و درک احساسات آنها را پیدا نکنی. با تعریف ساده، فرد خودشیفته، آنچنان غرق در عشق خود است که نمی تواند عاشق دیگری شود. این آدم ها بسیارمغرور و خودمحور هستند و خود را بسیار کامل و بی نیاز از هر تغییری می بینند. آنها خود را بسیار مهم می پندارند و دیگران را حقیر، کوچک و بی ارزش می شمارند. شخصیت خودشیفته و خودمحور، برای اینکه بتواند به خواسته های خود برسد، از بقیه بهره کشی و آنها را استثمار می کند.گفت و گو و مذاکره با آدم های خودمحور بسیار مشکل است. آنها دنیا و مسائل را فقط از دید خود نگاه می کنند و نمی توانند به مسائل از دریچه نگاه دیگران بنگرند. نمی توانند فکر و درک کنند که امکان دارد فرد مقابلشان نظری غیر از نظر آنها داشته باشد.خودشیفته ها کسانی که هم رای و هم نظرشان نباشند، یا دست کم می گیرند یا مسخره و تحقیر می کنند و اگر متوجه شوند که کسی با آنها موافق نیست یا از آنها انتقاد می کند، به شدت عصبانی می شوند یا امکان دارد حتی کینه اش را به دل بگیرند.نکته جالب این است که خودشیفته ها همیشه ادعا می کنند پذیرای انتقاد دیگران هستند اما در واقع آنچه دوست دارند، به هیچ وجه انتقاد نیست. آنها دوست دارند مطمئن شوند کسی هیچ انتقادی نسبت به آنها ندارد، نه تنها هیچ انتقادی ندارد بلکه آنها را خیلی هم تحسین می کند.بنابراین وقتی می خواهند از آنها انتقاد شود و ادعا می کنند انتقاد را دوست دارند، کافی است طرف مقابل در این تله بیفتد و انتقادی کوچک بکند؛ در این صورت امکان دارد تا مدت ها کینه او را به دل بگیرند.از علل دیگر مختل شدن روابط بین فردی خودشیفته ها، این است که فقط با کسانی رابطه برقرار می کنند که از خودشان پایین تر باشند و شب و روز آنها را تحسین کنند. اگر با فرد برابر یا بالاتر از خود معاشرت کنند، این رابطه را دوست نخواهند داشت چون رابطه برابر برای آنها زجرآور است. آنها فقط رابطه ای را دوست دارند که در آن به شدت تحسین شوند.بنابراین طبیعی است که بسیاری از دوستانشان را از دست می دهند. یک مثال دیگر روابط بین فردی خودشیفته ها این است که اینکه دیگران تحسینشان کنند. درحالی که طبیعی است که در روابط بین فردی عادی مان چنین چیزی وجود ندارد که شب و روز یک نفر فقط از ما تمجید کند. انتظاری که ما از دوستان و اطرافیان مان می توانیم داشته باشیم این است که دوستمان داشته باشند نه اینکه مداحمان باشند بنابراین وقتی برای خودشیفته ها احساس دوست داشتن طرف مقابل کافی نیست، شروع به طرد دوستانشان می کنند و آنها را از دست می دهند.منبع: مجله برترین ها، هفته نامه سلامت

[ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 15:54 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]

چکیده

اخلاق‌مداری و اخلاق محوری یکی از مسائل مهم در زندگی انسان است. ازاین‌رو که انسان موجودی اجتماعی است به همین لحاظ هیچ‌گاه از روابط اجتماعی و تعامل نیک انسانی خالی نیست و ایجاد یک رابطه‌ی صحیح در پرتو اخلاق اسلامی و انسانی از ضروریات زندگی است. هرچند بشر امروز با توجه به اقتضای زمان، به پیشرفت‌های قابل‌توجهی دست‌یافته است، اما در این میان گمشده‌ای دارد که باید به جد، در جستجوی آن اهتمام ورزد و آن گمشده، اخلاق‌مداری و اخلاق محوری است. تا زمانی که بر بلندای این مهم دست نیابد، اختراعات و اکتشافات بشری و انسانی متضمن فلاح و سعادت بشر نخواهد بود. جنگ‌های سرد و گرم قدرت‌های بزرگ دنیا بر سر تصاحب منابع مالی و به استعمار و استحمار کشاندن سایر ملل است. طوری که جهان را مسلخ گاه انسانی درست کرده‌اند. همه این شقاوت‌ها و سفاکی ها به دلیل دور شدن از اخلاق و سجایای نیک انسانی است. اخلاق و منش انسانی در همه ادیان الهی مسجل بوده و موردتمجید و ستایش است. حتی در ادیان دست‌ساخته بشری هم به سجایای نیک انسانی توجه شده و آن را یک امر معقول و پسندیده می‌پندارند؛ ضمناً انسان‌های زیادی ادعای برتری فکری داشتند و برنامه‌های زیادی برای دیگر انسان‌ها تجویز کردند، ‌اخلاق نیز از مسائل مورد تمرکز آن‌ها بوده و از غرب تا شرق هرکسی از اخلاق نیک و حسنه تعریفی داشته‌اند،‌ اما به باور بنده بشر امروز در پرتگاه سقوط قرار دارد، زیرابه این امر حیاتی و گمشده‌ای خویش اهتمام نداشته و سلامت و فلاح خود را در شادکامی اقتصاد و مادیات می‌دانند. تا زمانی که همه بشریت به فکر داشتن روابط حسنه و یک تعامل نیک انسانی با سایر همنوعان خویش نباشند، جهانی آشفته‌تر از قبل خواهیم داشت. در این جستار، تعاریف و برداشت‌های اخلاق اسلامی و اهمیت آن در حیات وزندگی بشر پرداخته‌شده است. امید وارهستم اندک رسالت خویش را در عرصه اخلاق‌مداری انجام داده باشم.

واژگان کلیدی: اخلاق، بشر، اسلام، جامعه.

 مقدمه

        شاخص‌ترین ویژگی جهان معاصر عموماً و انسان معاصر خصوصاً تغییر و تحول سریعی است که هرگز پیش‌بینی‌نشده بود و هنوز هیچ متفکر یا آینده‌نگری پیدا نشده است که بتواند آهنگ سرعت این تغییر و تحول را نه‌تنها در آینده بلکه حتی در حال حاضر، پیش‌بینی کند و طُرُق جهت دادن به آن و کنترل آن را روشن و پیشنهاد نماید. به‌عبارت‌دیگر، انسان امروز، به‌احتمال‌زیاد ازلحاظ سرعت و تغییر و تحول همه‌جانبه در تاریخ خود، بی‌نظیر است. بدیهی است این تغییر و تحول بی‌نهایت سریع، در صورتی برای انسان سودمند خواهد بود که درست هدایت و در جهت مثبت کنترل شود وگرنه ممکن است به نابودی یا اضمحلال خود انسان بینجامد و یا او را به مصائب گوناگون مواجه گرداند.(شعاری نژاد، 1378: 12)

      باوجود که این‌همه تسریعات در پیشرفت‌های بشری نائل شده و بشر مدرن در انبوه از اکتشافات و شرح و بسط فنّاوری مستغرق هست اما گمشده در این میان دارد که ارزش موجودیت آن را هنوز که هنوز است، به‌خوبی حس نکرده‌ است تا به اهمیت این گمشده‌، پی نبرند هرگز خوشبختی و آرامش ابدی پیدا نخواهم کرد؛ و آن گمشده‌ای بشریت، اخلاق انسانی است که متضمن سعادت دنیا و آخرت است.

        انسان امروز به این امر حیاتی و مهم باید پی ببرد که ناگزیر و حتی موظف است به «شدن» بیش از «بودن» و «داشتن» بیندیشد و در این راه بکوشد. او رسالتی دارد منحصر به خودش که اگر از آن غفلت کند و از مسؤولیت و تعهد انسانی و اخلاقی خود غافل بماند، دیگر از انسانیت خبری نخواهد بود و به دست خویش، عوامل فلاکت و هلاکت خود را فراهم خواهد ساخت و به‌اصطلاح قرآن کریم، زیانکار دنیا و آخرت خواهد بود.(شعاری نژاد،1378: 23)

       با تأسف اخلاق در عرصه‌های مختلف بشر امروز گم‌شده است. اخلاق و منش انسانی در همه ادیان الهی مسجل و موردتمجید و توصیه است حتی در ادیان دست‌ساخته بشری هم به سجایای نیک انسانی توجه شده و آن را یک امر معقول و پسندیده می‌پندارند؛ اما جایگاه اخلاق در دین مبین اسلام خیلی‌ها برجسته و سترگ است که نظیر آن را در هیچ دین و آیین یافت نمی‌توانیم.

       دانشمندان مسلمان، علم اخلاق را برترین علم یا دست‌کم یکی از برترین علوم می‌دانند. ابن مسکویِ در کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق می‌نویسد: این علم از همه علوم برتر است و به نیکو گرداندن رفتار انسان ازآن‌جهت که انسان است، می‌پردازد.

          علم اخلاق است که نفس انسان را تزکیه کرده و انسان را به سجایای نیک انسانی نائل می‌گرداند. به دلیل اهمیت اخلاق در سعادت فردی و اجتماعی انسان است که خداوند هدف اساسی بعثت پیامبران و به‌ویژه پیامبر گرامی اسلام را به دوش کشیدن رسالت اخلاقی و تزکیه نفس انسان‌ها از آلودگی‌ها بیان کرده است. از پیامبر نازنین اسلام نیز روایت‌شده است که می‌فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ همانا مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تکمیل کنم. ناگفته پیداست که نبی مکرم اسلام ص تنها در مقام سخن به اخلاق و فضایل اخلاقی ارج نمی‌نهاد، بل در عمل و رفتار نیز فضایل اخلاقی را به حد کمالش انجام می‌داد. به این دلیل بود که در قرآن کریم اخلاق پیامبر موردستایش حضرت حق قرار گرفت و در سوره قلم آیه 4 چنین فرمود: وَ اِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیم؛ و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی قرار داری.

        پیامبر «ص» نه‌تنها خود به فضائل اخلاقی آراسته بود، بلکه به فضایل اخلاقی دیگران نیز ارج می‌نهاد. سال نهم هجری خاندان حاتم طایی به سرپرستی عُدی بن حاتم، هنوز مسلمان نشده بودند. در این سال دختر حاتم طایی به اسارت مسلمانان درآمد. هنگام که دختر وی نزد رسول خدا آمد، گفت: یا محمد «ص»! پدرم از دنیا رفت و سرپرستم (عُدی) ناپدید شد. اگر صلاح میدانی مرا آزاد کن و سرزنش قبیله‌های عرب را از من دور ساز، چراکه پدرم بردگان را آزاد می‌ساخت، از همسایگان نگهبانی می‌نمود؛ به مردم غذا می‌داد، آشکارا سلام می‌کرد و در حوادث تلخ روزگار یاور مردم بود. حضرت پیامبر به او فرمود: این صفات از آنِ مؤمنان راستین است. اگر پدرت مسلمان بود، ما برای او طلب آمرزش می‌کردیم، سپس فرمود: به‌پاس احترام به فضایل اخلاقی پدرش او را آزاد کنید.(نوری، 1385: 193)

        بنابراین اخلاق نقش بسیار مهمی در سعادت فردی و اجتماعی انسان دارد و به همین رو از دیگر علوم برتر است و یا دست‌کم در زمره علومی است که بر دیگر علوم برتری دارد. پس از بررسی اهمیت و جایگاه علم اخلاق، حال باید پرسید که علم اخلاق چیست؟ از چه مسائلی بحث می‌کند و با علوم دیگر چه رابطه‌ای دارد؟

تعریف اخلاق:

       اخلاق در لغت به معنای: جمع خلق، خوی ها، سیر معنوی، طبیعت باطنی، سرشت درونی است.(معین، 1378: 30)

      اخلاق جمع «خُلق» است. خُلق حالت و کیفیتی باطنی است که با چشم سر و حواس ظاهری قابل دید نیست. در مقابل «خَلق» که عبارت است از حالت و کیفیتی محسوس که با چشم سر و حواس ظاهری دریافتنی است.(عمید، 1374: 35)

       هر خُلق مقتضی رفتار خاصی است. کسی که صفت و خُلق سخاوت را داراست به نیازمندان انفاق می‌کند و در سختی‌ها به دیگران کمک مالی می‌کند. وجود یک صفت در فرد موجب می‌شود وی رفتارهای متناسب با آن را بدون احساس سختی و بی‌هیچ تفکر و تأمل جدی انجام دهد.(داودی، 1386: 45)

      در جهان‌بینی اسلامی، آفرینش جهان و انسان بیهوده نبوده و خداوند به‌یقین از خلقت هدفی داشته است که جز بااخلاق مداری و بااخلاق زیستن تحقق نمی‌یابد. انسان همیشه با این پرسش مواجه است که آیا زندگی او در این جهان برای تحقق هدفی خاص است؟ و اگر این‌گونه است، هدفی از زندگی چیست؟

به قول مولانا که می‌گوید:

روزها فکر من این است و همه‌شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

مانده‌ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده ست مراد وی از این ساختنم

از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود

به کجا می‌روم، آخر ننمایی وطنم

         استاد محمدتقی جعفری در کتاب آفرینش انسان می‌نویسد: پرسش از فلسفه و هدف حیات به‌هیچ‌وجه تازگی نداشته، از دوره‌های قدیم در هر جامعه افراد فراوانی با اشکال گوناگونی از موضوع مزبور پی‌جویی کرده و با عقاید و اعمال که از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع‌کننده‌ای درباره آن موضوع تهیه‌شده است. اگرچه سؤال صریح و مستقیم درباره فلسفه و هدف حیات در دوره‌های ماقبل چنان شیوع و رواج نداشته بود که مانند امروز به‌عنوان مسئله روز جلوه‌ای داشته باشد، ولی به‌طور کنایه و غیرمستقیم با تلاش و کوشش خویش درراه ایدئولوژی‌ها به‌خوبی نشان داده‌اند که سؤال مزبور با مطرح کردن مجموع کلی حیات که سپری می‌کردند برای آنان بااهمیت تلقی شده است.(جعفری، 1388: 525) در قرآن کریم نیز در سوره مبارکه مؤمنون آیه 115 خداوند «ج» می‌فرماید: اَفَحَسِبتُم اَنَّمَا خَلَقنَاکُم عَبَثًا وَّ اَنَّکُم اِلَینَا لَا تُرجَعُون؛ آیا فکر می‌کنید که شمارا بیهوده آفریده‌ایم و اینکه شما به‌سوی ما باز گردانیده نمی‌شوید؟ از امام علی ع نیز روایت‌شده که می‌فرمایند: رحم الله امرء علم من این؟ وفی این؟ و الی این؟ خداوند رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجاست و به کجا می‌رود.

        این موارد که ذکر شد به‌روشنی بر هدف‌دار بودن جهان هستی و آفرینش انسان دلالت دارند. بر اساس این آیات و روایات نه‌تنها کل جهان هستی، بلکه همه موجودات برای تحقق هدفی آفریده‌شده‌اند. این هدف بنا بر تعاریف و تفسیرها و قرائت‌های مختلف که انجام‌شده در ظل اخلاق اسلامی و اخلاق‌مداری تحقق می‌یابد و بس.

با توجه به وضعیت جهان امروز و ملل دنیا چنین نتیجه می‌گیریم که واقعاً جایگاه اخلاق یا گم‌شده یا شدیداً کمرنگ شده است. اگر در یک نگاه خصوصی‌تر وضعیت کشور (افغانستان) را از زیر ذره‌بین تحقیق بگذرانیم درمی‌یابیم که از درودیوار کشور ناله‌های مظلومانه اخلاق اسلامی و انسانی بلند است ولی گوش‌های شنوایی نیست که به این صدا و فقدان این مهم توجه کند.
       در شرایط که جهانیان بر سر پیشی گرفتن و تجربه کردن دنیای مدرن و پست‌مدرن رقابت دارند، کشور ما در تقسیم میراث‌های بدوی که مصادیق‌ بارز جامعه جاهلیت قبل از اسلام است، در ورطه ناکامی تقلا دارد.           همانطوریکه میدانید، افراد که داعیه‌داران حکومت و رهبریت هستند، داشتن کثرت قومی، پول، زر و زور را ملاک برتری خویش بر سایر رقبای خود می‌دانند و همین‌طور اگر در یک کندوکاو دقیق به این مقایسه بپردازیم پرواضح است که شباهت‌های عجیبی بین جامعه امروزی ما و عصر جاهلیت وجود داشته و به نحو از انحاء لینک مستقیم و غیرمستقیم به مواصفات مهلک آن عصر دارد که شواهد مبرهن تاریخی، عوامل فلاکت و بدبختی جامعه آن روز را نبود نظام‌های اخلاقی هدفمند معرفی می‌کند.
       زمانی که جهل و عدم دانایی بر یک جامعه حاکم شد، دستگاه‌های اخلاقی را خودبه‌خود منهدم می‌سازد. وضعیت موجود حکومت در افغانستان نیز واقعاً نگران‌کننده است از سیاست‌های حذفی سیاست‌مداران گرفته تا اختلاس و دزدی، قتل و غارت و... همه و همه دست‌به‌دست هم داده تا یک فضای کاملاً مرتعب را به نمایش گذاشته و دلهره سرسام‌آوری را در دل شهروندان این کشور ایجاد کند، از طرف دیگر، اندک جایگاه که در انظار جامعه بین‌المللی به دست آورده بودیم هرروز سیر نزولی پیدا می‌کند. همه این نکات موارد است که امروزه ذهن ده‌ها و صدها جوان مثل من را مشوش و مغشوش کرده است؛ اما آنچه بنده را مجبور کرد تا احساسم را با نوشتار این چند سطر با شما عزیزان خواننده شریک بسازم این است که در این برهه از زمان، روشنفکران و نو اندی‌شان اجتماعی ما مسئولیت بس خطیر و بزرگی متوجهشان هست تا اصالت مندانه رسالت و تعهد روشنفکری‌شان را در قبال مردم، دولت و مملکت ایفا کند. به باور نگارنده، موضع قلم صاحبان رأی باید کاملاً تغییر بخورد؛ زیرا تا هنوز اکثریت نوشتار و نقد و نقادی‌ها، مواجه حکومت و دولت‌مردان ما بوده است. طوری که اغلب نویسندگان ما زمانی که می‌خواهند مشق نویسندگی و انشاء کنند از زاویه نقادی علیه دولت و حکومت آغاز می‌کنند. نمی‌خواهم مدافع دولت باشم و یا از اشخاص فاسد که در کرسی‌های دولتی لمیده‌اند، دفاع کنم و یا فرهنگ مفید نقد و نقادی را زیر سؤال ببرم؛ اما می‌خواهم این را اذعان کنم که اگر در یک آسیب‌شناسی دقیق و با پشتیبانی شواهد علمی بررسی کنیم نتیجه می‌گیریم که سرمنشأ تمامی بدبختی‌ها عدم محوریت فرهنگ و اخلاق در عملکردهای اجتماعی ما است. اخلاق‌مداری در دین مبین اسلام خیلی‌ها تأکید شده حتی پیامبر گرامی اسلام همانطوریکه قبلاً هم‌عرض کردیم، فلسفه بعثت خودش را تکمیل اخلاق می‌داند که می‌فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ و یا در جای دیگر می‌فرماید: (ما مِن شَی ءٍ اَثْقَلُ فِی المیزانِ مِنْ خُلْقٍ حَسَنٍ. ترجمه: هیچ‌چیز در ترازوی عدل الهی، سنگین‌تر از اخلاق نیکو نیست.
        و بالاخره نتیجه این‌همه مساعی آن حضرت آن می‌شود که خداوند در قرآن در سوره مبارکه قلم آیه چهارم ندا می‌کند که یقیناً تو بر بلندای از سجایای اخلاقی قرار داری.

شوریده شیراز (حافظ شیرازی) نیز می‌گوید:
عشق مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود. (حافظ، 1394: 26)

       البته بحث اخلاق در تمامی ادیان آسمانی مطرح بوده حتی کسانی که باورمند به دین نیستند هم آراسته شدن بااخلاق خوب انسانی را یک امر نیکو و پسندیده می‌دانند و عدم تبعیت از اخلاق انسانی را به‌مثابه شکستن یکی از هنجارهای بزرگی اجتماعی می‌دانند. (داودی، 1386: 45) حال اینکه متکا اخلاقی باید بر اساس کدام معیارها تعریف شود و به کجا وصل باید باشد، فعلاً موضوع موردبحث ما نیست؛ اما می‌خواهم این را عرض کنم: در صورت که بحث اخلاق، این‌قدر مهم و حیاتی است، پس نقد و نقادی قلم‌به‌دستان ما باید تغیر موضع دهد. بحث‌های مونولوگی محض ما و نقادی بر مواضع دولت و حکومت، تبدیل به ایجاد بسترسازی‌ها مفید اخلاقی در جامعه گردد و یک فضای دیالوگ (گفتگو) منطقی- اخلاقی را پیش بگیریم تا جامعه ما فرهنگ محور و اخلاق مدار نگردد، دست یافتن به یک حکومت ایدئال محال می‌نماید، چون ریشه تمام مشکلات و بدبختی‌های حکومت را به قول آقای مصطفی ملکیان در فرهنگ و اخلاق باید جستجو کرد.
زمانی که جامعه ما غرق در مفاسد اخلاقی و عدم تبعیت از ارزش‌ها باشد، چگونه خیال داشتن یک حکومت به‌تمام‌معنا مطلوب را در سر داشته باشیم؟! در حال که مجریان حکومتی همه از بین همین طیف اجتماعی به منصه قدرت صعود می‌کنند.
         در این اواخر اگر داستان وقیح احمد ایشچی و معاون اول رئیس‌جمهور (جنرال دوستم)، سوژه داغ رسانه‌های ملی و بین‌المللی می‌شود، نشان‌گر ضعف اخلاقی جامعه ما هست؛ زیرا اگر جنرال دوستم فاعل قضیه ثابت شود اوج بداخلاقی وی را به نمایش می‌گذارد و اگر احمد ایشچی کاذب این دسیسه ثابت شود بازهم پست‌ترین درجه اخلاقی و خفت او را نشان می‌دهد. سیل عظیم که اشعار و طنزهای به‌دور از چوکات شرع و خلاف عفت قلم و نوشتار را از طریق فضاهای مجازی انتشار می‌دهند هم به نحوی ضعف اخلاقی آن‌ها را نشان می‌دهد. پسندیده خواهد بود که بجای نقد و نقادی دائمی بر حکومت، یک مقدار جهت نوشتارمان را ابتداً روی خودمان، در وهله دوم، جامعه و درنهایت روی حکومت متمرکز بسازیم. اگر علما و روشنفکران ما اخلاق‌مداری را به‌عنوان یکی از ویژگی‌های ارزشمند و پسند شده اسلامی و به‌عنوان یکی از اصول معتبر تفکرات انسانی، در جامعه نهادینه توانستند، آن زمان است که میزان نقد و نقادی بر مواضع دولت و حکومت هم به صفر تقرب می‌کند؛ زیرا افکار عمومی جامعه که مهذب بااخلاق شد، دولت اتوماتیک متخلق بااخلاق اسلامی و انسانی می‌شود؛ چون همین نحله‌های فکری جامعه هستند که متصدیان امور حکومتی می‌گردند.
پس به باور این قلم، برای تعمیم فرهنگ اخلاق و اخلاق‌مداری عمومی، همه ما باید همت کنیم و سوژه‌های انتقادی‌مان از دولت و حاکمیت را بالای ضعف‌های اخلاقی خود و جامعه‌مان متمرکز بسازیم تا یک جامعه اخلاق محور نداشته باشیم، دسترسی به مدینه فاضله و حکومتی که جوابگوی جامعه انسانی و اسلامی ما باشد، بعید به نظر می‌رسد. پس در فرجام سخن می‌خواهم به این نکته ابرام داشته باشم که باید همه ما در تبانی هم برای پیدا کردن گم‌شده‌ای بشر امروز که همانا اخلاق اسلامی و انسانی است، همت بگماریم و نگذاریم بیشتر از این جامعه ما از نبود اخلاق و اخلاق‌مداری رنج‌برده و از برکت این مهم، محروم بماند.

خدایا تو آن کن که پایان کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

v    نتیجه‌گیری:

در فرجام سخن چنین نتیجه می‌گیریم که اخلاق یکی از موضوعات بسیار موردتوجه در دین مبین اسلام و همه ادیان آسمانی و وحیانی می‌باشد. که شخص پیامبر نازنین اسلام هدف از بعثت خودش را به کمال رسانیدن سجایای اخلاقی معرفی کرده و سیره وزندگی مبارک آن حضرت، مشحون از مباحث و توجه به جنبه‌های اخلاقی هست، با توجه به منابع تاریخی و روایی خیلی از کفار و مشرکین عهد رسول‌الله «ص» به خاطر اخلاق نیکوی آن حضرت به دین مبین اسلام مشرف شده‌اند. معلم بشریت حضرت محمد مصطفی «ص» اسوه و نمونه بارز از اخلاق عملی و تئوری بوده که حتی در قرآن، خداوند برای آن حضرت ندا داد که تو در بلندای از اخلاق و سجایای نیکو قرار داری. خوانده آمدیم که مع الاسف بشر امروز به جنبه‌های سازنده اخلاقی توجه نداشته و اخلاق با همه محوریت و خوبی‌هایش در حاشیه رانده‌شده است. نتیجه گرفتیم تا زمانی که به اخلاق‌مداری خود و جامعه‌مان فکر نکنیم، دستیابی به مدینه فاضله ناممکن بوده وضعیت بشر امروز خطرناک‌تر از گذشته‌ها خواهد بود؛ زیرا اگر امروز درنده‌خویی و ددمنشی انسان‌ها را شاهد هستیم به آن دلیل است که اخلاق‌مداری آویزه گوششان نبوده و بر همنوعان و زیردستان خودشان ظلم روا می‌دارند. به‌طورقطع اگر بشریت امروز گم‌شده‌ای‌شان را که همانا اخلاق‌مداری است، پیدا کند سعادتمند دنیا و آخرت خواهند بود.

منابع اقتباس‌شده:

  1. قرآن کریم
  2. داودی، محمد، (1386)، «اخلاق اسلامی»، قم: دفتر نشر معارف.
  3. شیرازی، حافظ، (1394)، «دیوان حافظ) کهن‌ترین نسخه دست‌نویس عکسی، کتابخانه نور عثمانیه استانبول، شماره 5194، به پژوهش بهروز ایمانی، تهران: چاپ مرکز پژوهش میراث مکتوب.
  4. شعاری نژاد، علی‌اکبر، (1378)، «ادبیات کودکان»، تهران: انتشارات سروش.
  5. عمید، حسن، (1374)، «فرهنگ عمید سه‌جلدی»، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر.
  6. معین، محمد، (1378)، «فرهنگ معین، جلد اول»، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر.
[ چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 11:54 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]
درباره وبلاگ

امکانات وب
قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالري عکس